- شنيدين مي گن طرف به چيز خوردن افتاد؟ حكايت من و گل آرا بود وقتي ديروز رفتيم استاديوم آزادي واسه گزارش سافت بال. بعد همون كه به چيز خوردن افتاده بوديم و شخصا از اينكه زنده در بيام از اونجا قطع اميد كرده بودم يه آدم خيري پيدا شد ما رو نجات داد ... خداوند متعال خيرش دهد زياد
- بعضي اخبار آزاردهنده اس مثل اينكه مي شنوي يه كله گنده اي تو سپاه خبر مي ده كه براي سربازان خارجي كه احتمالا قراره تو جنگ با ايران كشته بشن، قراره 300 هزار تا قبر تو مناطق مرزي ايران حفر بشه ... حالا بماند تو اين دوره زمونه موشك و ماهواره كي مي خواد با اين همه آدم لشگركشي كنه به ايران و كي قراره پاشه بره بجنگه ... فقط يكي جواب خوبي بهش داده:
آقايون نمیخواهد ۳۰۰ هزارتا قبر بکنید زحمت بکشید پاسگاه مرزی را نگهدارید!
- Women prefer men with stubble for love, s.e.x and marriage
يه تحقيق جديد هم مي گه زن ها مردهاي ته ريش دار رو براي عشق و س.ك.س و ازدواج ترجيح مي دن ... يعني يه جورايي فكر مي كنن اين مردها مردترن ! .... شش تيغه ها كه بچه سوسول و فوفولن ، خيلي ريش دار ها هم كه بايد به بهداشت پوست و موشون شك كرد ... شخصا موافقم با اين قضيه
- وزیر علوم هم در رابطه با ماجرای دانشگاه زنجان گفته: "اگر دانشجو برای نمره روسری اش را بر می دارد، دلیل فساد استاد نیست!" .. همين!
1- چند هفته طوفاني رو پشت سر گذاشتم ... مامان خانوم تشريف برده بودن خونه خدا ... آبجي خانوم هم ماموريت رفته بودن خارجه ... من بودم و خونههههههههههههههه!!!
خداوندگارا بابت اين نعمت بزرگ از تو بسيار بسيار سپاسگذارم ... تنكس اِ لات ! ![]()
2- با جمعي از دوستان تشريف برديم بندرتركمن و گنبد و اون ورا ... حضي (حز؟ حظ؟ هز؟ هظ؟ هض؟) وافر و حالي مبسوط برديم در اين سفر ... اما كلا پيشنهاد مي دم براي سفرهاي اين مدلي كوچكترين احتمال حضور افراد غرغر رو به صفر برسونيد. مخصوصا اونايي كه هي به زور مي خوان وانمود كنن خيلي آدماي خاصي هستند؛ چرا كه بزرگان امر فرموده اند يك مصيبت براي يك جمع بس است.
3- سرويس ورزشي روزنامه اعتماد كه اينجانب هم توش حضور پررنگي دارم، تو خود روزنامه به "خليج كروكوديل ها" معروفه كه يه اتاق دربست دستمونه اما باز هم كسي آسايش نداره ... حالا تصور كنيد دست اين گروه يه كتاب بيوفته با اين عنوان: دانشنامه احاديث پزشكي؛ جمع آوري: محمد ري شهري! ... ديروزمان با اين احاديث زيبا و منور كه نمي دونم از كجا در شده بود، گذشت:
- كفش بپوشيد! ![]()
- كفش سياه از قدرت جنسي مي كاهد! ![]()
- موهاي زير بغل خود را بتراشيد كه خانه شيطان است!![]()
- ايستاده آب ننوشيد، در بركه پيشاب نكنيد، هر دو پا را با كفش بپوشانيد تا شيطان به شما نزديك نشود! ![]()
- به نوعروس سيب سبز بخورانيد تا (...) ![]()
- در حمام به ديوار تكيه ندهيد كه چربي ها را آب مي كند![]()
- روزي دو بار با شدت يا سه بار با آرامش فين كنيد! ![]()
البته يه فصل جداگونه هم مربوط به خوراكي ها بود كه از اول تا آخر بهتون مي گفت چي بخوريد كه ميل جنسيتون زياد بشه!
4- نتايج يه تحقيق علمي مي گه زنان هر 60 ثانيه يك باز به خريد و مردان هر 52 ثانيه يك بار به س.ك.س فكر مي كنند. خداوند آگاه آست ! ![]()
5- اينم يه مكالمه از "عشق سالهاي وبا"
-تو به خدا ايمان داري ؟
- نه، ولي ازش مي ترسم
خب ... بالاخره بعد از حدود يك سال از آغاز طرح امنيت اجتماعي و مبارزه با بدحجابي و اين قرتي بازيا، چشم ما هم به جمال بازداشگاه معظم وزرا روشن شد ... هول نكنيد ... من متهم نبودم... رفته بودم يه بنده خدايي رو كه دستش از دنيا كوتاه بود از دست اين ديوصفتان پاچه گير نجات بدم ... حالا خودتون ببينيد شرايط چطور بود كه "من" پاشدم با پاي خودم رفتم وزرا ... البته قبلش وقتي خبر رسيد دوست عزيز در بند است از وسط راه عزيمت به روزنامه برگشتم خونه و از اين رو به اون رو شدم ... مقنعه، سارافون بلند(اين از بقيه مانتها بلنتر بود) ... بليز مشكي زيرش ... لاك پاك كرده ... موها تو ... خلاصه یه دگردیسی کامل داشتم با اين حال باور كنيد اندازه سر سوزن اعتماد به نفس نداشتم به خاطر همين بود كه "زي" رو هم با خودم بردم ... خدا قسمت نكنه ... به جز يه خانوم مهربون كه اونجا بود و منم سريع سوء استفاده كردم و هره و كره راه انداختم بقيه مثل برج زهرمار مي موندن ... يكشيون كه دور از جون مثل نگهبان جهنم بود ... كلي تو دلم بهش فحشهاي مردونه لايق استاديوم دادم
... دختره نيم وجبي انگار صبح اول صبحي زهرمار خورده بود از خونه اومده بود بيرون
... به هر حال مشكل دوست عزيزمان با يك عدد ساق دست حل شد ... بنده خدا خيلي سعي مي كرد خودش رو خونسرد و پايدار نشون بده اما وقتي اومديم بيرون حرف كه مي زد چونه اش مي لرزيد ... انقدر عصبي شدم از اين صحنه كه حد نداشت ... مجبور شدم از خودم دلقك بازي در كنم كه مثلا از اون حس بياد بيرون خيرسرم! ...
1- يه بنده خدايي اونجا بود كه به خاطر سينه هاي بزرگش گرفته بودنش! چي كار كنه خبببببببببب ؟ ![]()
2- يه قسمت بود مثل آمپول زني ، پرده داشت ... اونايي كه براشون مانتو مياوردن مي رفتن اون پشت عوض مي كردن، مرحله بعدي بايد با قيچي مانتو قبلي خودشون رو پاره پاره مي كردن مي نداختن دور... به نظر من چندش آورترين بخش ماجرا همين جا بود اما اون دوستم گفت اونجايي كه مثل زندانيا با شماره از آدم عكس مي ندازن خيلي اعصاب خورد كن تره .... البته فكر كنم اون چون به مرحله مانتوجردهي نرسيد چنين نظري داشت ... اما به هر حال كل ماجرا دستشويي گنده ميكنه تو اعصاب آدم
3- چند ساعت بعد كه داشتم به اون شرايط فكر مي كردم و قيافه اون دختره عنق ميومدم جلوي چشمم به خودم مي گفتم اگر دنيا صد دور بچرخه و حالا يه جوري بشه كه اينا خار و خفيف بيوفتن زيردست من، چي كارشون مي كنم؟ بعد بدون اينكه احساس شرمندگي كنم ديدم ذهنم آمادگي سناريو نويسي براي "اره 7" رو داره!
1- مي گم مي خوايد وقتي بچه دزدي كرديد و داريد از ترس پليس مخفيگاهتون رو عوض مي كنيد با تاكسي نريد ؟ هان ؟ مي خوايد؟ ...طرف صحبتم دو تا دزد نادونن كه خداوند متعال را از خلقت خودشون پشيمون كردن .. بچه رو دزديدن ... خواستن جاشونو عوض كنن تاكسي گرفتن ... بچه شروع كرده تو تاكسي زرزر كردن و اينا رو لو دادن ... آقاي راننده تاكسي هم آقايون رو صاف برده تو كلانتري! ![]()
2- اون راننده تاكسي رو فراموش كنيد واين يكي رو بچسبيد كه واقعا خدابهش رحم كرده كه دروغ حناق نيست. قضيه مال ديروزه . خط وليعصر- سيدخندان. گلچيني از سخنان گهربار ايشون رو مي خونيم:
- به كرباسچي طرح دادم كه اين شهرستانيا كه ميان تهران رو فقط دو سال بهشون اجازه بديد تهران ببمونن. بهش گفتم سال سوم بچه هاشون رو مدرسه ثبت نام نكنيد ببينيد برمي گردن شهرشون يا نه. فرداش ديدم طرح تو مجلس مطرح شده اما خب خر تو خر شد تصويبش نكردن ! ![]()
- گروني مال همه جاي دنياس اينجا هي مي خوان دولت رو بكوبن مي گن گرون شده. والا تو دوبي ماست ميخريديم 1 درهم حالا شده 5/4 درهم! آخه ما چند ساليه كه تو دوبي شركت داريم.![]()
- نامه رسمي نوشتم به هاشمي رفسنجاني كه آقا بين درياي عمان و دشت لوت 737 متر اختلاف سطح هست – حالا مي بخشيد من آمار دقيق مي دم چون در اين باره مطالعه كردم_ ما بيايم با يه كانال آب درياي عمان رو بريزيم تو دشت لوت
. چند تا حسن داره: 1- آب و هوا مي شه مثل شمال (نمي دونم چرا نمي شه مثل جنوب بر فرضم كه با يه كانال آب شرايط محيطي يه منطقه رو كلا عوض كنيم) 2- كشاورزي رونق مي گيره (با آب شور دريا؟؟؟) ... خلاصه ما اين نامه رو رسما فرستاديم واسه اين آقا، 22 روز بعد ديدم جناب رفسنجاني كه اسم سردار سازندگي رو گذاشته رو خودش داره تو تلويزيون طرح منو به اسم خودش مطرح مي كنه
! بعدا فهميدم كشورهاي پاكستان و افغانستان هم كلي حال كرده بودن با اين طرح اما انقدر حرصم گرفت از رفسنجاني (خوبه نگفت اكبر!) كه ديگه دنبال طرحمو نگرفتم.![]()
- همون سالها من ]....[ (اين قسمت آئورليانو زنگ زد نفهميدم بيزينس آقا چي بود اون سالها) ... اين آقاي رفسنجاني رفت وايساد يه جمله غيركارشناسانه گفت دلار بالا پايين شد من چهارصد ميليارد
ضرر كردم! خب شد اون شركت دوبي رو داشتم وگرنه الان به خاك سياه نشسته بودم! (زمان هاشمي شركت داشتين تو دوبي؟ به سوددهي هم رسيده بود؟ اونم اونقدري كه چهارررررررررررصد ميليارد تومن ضررتو يه شبه بدي؟ نه نگوووو)
- مسكن ما هنوز خيلي گرون نشده. بايد هفت درصد ديگه رشد كنه تا برسيم به بقيه دنيا. مسكن ما اين همه سال راكد بوده حالا داره رشد خودشو مي كنه. البته من چون خودم تو كار بساز بفروشي هستم خدمتون عرض مي كنم اينا رو چون مي دونم دقيقا چي به چيه
- من اين تاكسي رو فقط واسه اين گرفتم كه بتونم واسه كاراي خودم تو طرح ترافيك بيام و برم بعدشم واسه اينكه مديون نباشم روزي يه ساعت ميام بالا پايين مي كنم ( والا من كه صبح مي رم شب ميام اين آقا تو خطه) ... البته طرح ترافيك گرفتن كه كاري نداره اما من از روابطم واسه كاراي خودم استفاده نمي كنم
. همش واسه دوست و رفقا. الانم يكي رو فرستادم رفته شهرداري رسمي شده از ديشب يه بند زنگ مي زنه واينا
توهم انقدر گنده نديده بوديم ديگه. ![]()
1- جاتون خالی هفته پیش در خدمت "زهره خالقی"، بلندقدترین بسکتبالیست تیم ملی بودیم و خلاصه بحثی و گفتگویی و مصاحبه ای و اینا که امروز چاپ شد. طفلک تابلو بود اولین مصاحبشه. چیزهایی می گفت که اگر مینوشتیم الان سرش بالای دار بود اما شانس آورد که از در رفاقت زدیم تو و خلاصه مرام و مرام کشی. کمکش کردیم حرف بزنه. اینم لینک خبر: اینجا
2- شنيدستيم كه خانومهاي خوش هيكل هم خودشون باهوش تر از اين زناي خپل سيب و گلابي هستن هم بچه هاي تيز و بز تري زايمان مي نمايند. خلاصه كه اگر مي خوايد نسل بعديتون نابغه از آب دربياد، هیکل عیال را در نظر داشته باشید. ضرر كه نداره هيچ، هم فاله هم تماشا!
3- خانوم هنوز طلاق نگرفته بوده رفته دوست پسر گرفته. آقاي شوهر غيرتي مي شن ميخوان دوست پسر رو بكشن. خانوم هم روي ايشون رو زمين نمي ندازه. نقشه رو مي كشن و خلاصه يه روز خانوم با شوهرش و دوست پسرش و دوست آقاي دوست پسر راهي فشم مي شن. دوست پسره نمي دونسته طرف شوهره زنه اس بهش گفته بوده پسرخالمه! وسط راه آقاي شوهر تفنگ را كشيده و اون دو نفر را نفله مي كنه. قضيه مال چند سال پيشه و بلاخره چند روز پيش خودش هم اعدام ميشه. اينجاس كه مي گن هميشه پاي يك زن در ميان است!
4- چند روزيه كه در نبود برق غروبهاي عاشقانه اي را همراه مادر گرامي پشت سر مي گذاريم. مي گن به زودي آب هم همين جوري قطعي وصلي قراره بدن بهمون. اين ام القراي اسلامي هم ديگه واقعا براي ظهور آقا امام زمان آماده اس ها.
نه خير ... درست شدني نيست ... اين تنبلي شديد براي به روز رساني وبلاگ را عرض مي كنم ... البته من كه تنبل نيستم .... احسانه داره عروس مي شه من استرس دارم و گرنه خودتون مي دونيد من به قول يكي از دوستان چه تيز و بزي هستم ! ![]()
در سال جديد، تشريف مباركم را برده بودم باشگاه انقلاب كه ديدم به به مسئولان اين باشگاه هم مانند بقيه ايرانيان عزيز پيام نوآوري و شكوفايي را با دل و جان درك كرده اند و از اين پس قرار است هر خبرنگاري كه وارد مجموعه مي شه رو يكي از برادران حراست همراهي نمايد. اولش حرصم گرفت اما بعدش خنده ام گرفت. كل زمين شونصد هكتاري گلف رو در حالي كه جناب برادر خوش تيپ خان به مانند اسكورت به دنبالم مي اومد طي كردم. البته ايشون وظيفه داشت دقيقا يادداشت كنه من با كيا حرف زدم، چه سوالايي پرسيدم و اونا چي جواب دادن! منم با خباثت تمام دو ساعت واسه خودم تو اون دار و درخت ها قدم زدم و ازآب و هوا لذت بردم و با يك نفر هم صحبت نكردم جز خودش كه تا تونستم تحقيرش كردم: "آخه حراست هم شد كار كه شما انجام مي ديد ؟ مي دونيد چقدر منفوريد؟ من كه حاضرم تو ديگ جوشان قل قل بجوشم اما نگم تو حراست كار مي كنم!"... ![]()
اين تنيس هم درست و حسابي اون يه ريزه عرق ملي ما را زير پا له نمود ... آخه اينم شد وضع؟ ول كن اين صندلي رياست رو آقا ... بذار من بيام رياست كنم ![]()
![]()
بازگشت پیروزمندانه ام به کشور را تبریک می گویم امیدوارم خدا قسمت کنه همتون برید ... البته بهتون پیشنهاد می کنم که مثل ما که مغزمون رو خر گاز گرفته بود پرواز 9 ساعته دوبی به کازابلانکا رو انتخاب نکنید مخصوصا اون که مجبور شید تمام شب رو تو سالن ترانزیت دوبی روی صندلی ها به صبح برسونید و در طول این پرواز جان فرسا هم هواپیمایی محترم امارات سه بار غذای ژاپنی شامل میگوی خام و ماهی نمک سود نیمه پخته به خوردتون بده ... از دیدار عربهای خوش برخورد و فرودگاه پرعظمت دوبی چشم پوشی نموده، پرواز 5/3 ساعته از استانبول رو امتحان کنید هم زجرش کمتره هم مطمئنم ترک ها تو غذا خوش سلیقه ترن!
با این حال حال داد ... حتی اگر یه خانوم حراستی (شامل چادر سیاه، عینک و ریش سیبیل) تمام مدت مواظب باشه تا اسلام خط نیوفته با این حال کشور قشنگ مراکش و مردم فوق العاده مهربونش که دیگه کم مونده بود واسه ایرانیا پشتک بزنن به دیدنش می ارزه ...
1- حدس می زدم زبان انگلیسیم اونجا به مفت نمی ارزه. حدسم درست از آب درومد ... طرف فرانسه حرف میزد وقتی می گفتم فرانسه نمی دونم بلندتر و شمرده تر حرفشو تکرار می کرد ... بهش می گفتم کر نیستم فقط فرانسه نمیدونم... نمی فهمید که!
2- دستشویی همراه با شیر آب اما بدون شیلنگ یا آفتابه دیدید؟ .. برید مراکش می بینید ... اینا چطوری آبو به خودشون می رسونن؟ تازه این که چیزی نیست می تونید شاهد دستشویی میکس (شامل زنانه و مردانه یک جا) باشید ... مجبور بودیم دسته جمعی تشریف ببریم دستشویی که یه وقت خدایی نکرده مورد تجاوز قرار نگیریم ... راستی دوش های حموم هم با دومتر و نیم فاصله از زمین یه جکوزی سر درست و حسابی بود!
3- روز انتخابات من نبودم که حماسه بسازم، چی شد این حماسه؟ حالا این به کنار سیم کارت سوخته رو کجای دلم بذارم؟ آخه انصافه؟ همه شماره ها پرررررررررر
4- عید همه مبارک!
5- به یه بازی دیگه دعوت شدم ... بازی کتابها .. انشاءالله تعالی زنده بودم طی دو سه ماه آینده می نویسمش!
- میدونم که وقاحت می خواد بعد از این همه وقت بیام بگم دارم میرم سفر و نیستم اما خداروشکر چیزی که کم نمیاد؛ "وقاحت"! به هر حال تشریف مبارکمون رو می بریم به قاره آفریقا...سلام همتون رو یه اهالی محترم شهر کازابلانکا و باقی مراکشی های عزیز می رسونم. اصلا نگران نباشید!
- خداوند متعال صد در دنیا یک درآخرت ( نقدو بچسب بابا) به تورج عوض بدهد که منو به یه بازی دعوت کرد تا تکانی به خود داده و یه چیزی از خودم بنویسم ... این دفعه بازی ترانه هاس ... ترانه های به یاد ماندنی ... تعدادش اما ذکر نشده و دست بازیگران کاملا بازاست : راستی اولیوت بندی هم نداره!
1- ترانه های جناب جرج مایکل مخصوصا jesus to a child مخصوصا اونجاش که شاعر میگه:
when u find love … when u know that it exist…
then the lover that u missed will come to u on those cold cold nights!
2- با عرض معذرت از اهالی تریپ روشن فکر، اندی! شیوه راه رفتنتو طرز نگاه کردنتو دل از همه بردنتو دوست دارم دوست دارم!
۳- حالا هی نگید من خال تور پسندما ... اگر گفتید هم اشکال نداره اما به هر حال من یکی دو تا از ترانه های backstreet boys رو هم دوست دارم:
Everybody, rock your body
Am I original ?yeah … am I the only one? yeah … Am I sexual? yeah…
am I everything u need ? u better rock your body!….
۴- انریکه فقید امسال ترکونده اما خب ترکوندن داریم تا ترکوندن اما این یکی شاهکار خلقته خداوکیلی: (البته اعتراف می کنم که خاطره ساز بوده، مگه نه هانی؟)
You, do you remember me
Like I remember you
Do you spend your life
going back in your mind to that time
'cos I, I walk the streets alone
I hate being on my own
And everyone can see that
I really fell
And i'm going through hell
Thinking 'bout you with somebody else
Somebody wants you
Somebody needs you
Somebody dreams about you every single night
Somebody can't breathe, without you it's lonely
Somebody hopes that one day you will see
That somebody's me
That somebody's me
نمی دونم قابل اصلاحه یا نه اما من اگر چیز جدید یادم اومد با پررویی تموم میام اضافه می کنم ... همینی که هست! حضور در این بازی هم برای عموم آزاد می باشد (میدونم فعل باشیدن صرف نمی شه اما نوشتمش تا بالاخره یه جوری نشون بدم هیچی تو اون دانشکده کوفتی یاد نگرفتم)
1- آقا مگه قرار نبود چهارشنبه برف بیاد بعد از شنبه هوا گرم شه؟ چرا برعکس شد؟
البته نگران سرما نباشید چون جناب جنتی راه حل بسیار هوشمندانه ای رو پیشنهاد دادن اون هم "دوگانه سوز" کردن خانه هاست!
باور کنید .. جدیه … گفته اگر به جای اینکه فقط از گاز استفاده کنید، بعضی از وسایل نفتی باشن، گاز که قطع میشه به این روزگار نمیافتید
… نظر شخصی اینجانب: 1- گاز همچنان قطع خواهد بود و بیشتر هم قطع میشه و باید یه فکری به حال خودمون بکنید. 2- چیه خوشی زده زیر دلتون تا همین چند سال پیش با بخاری نفتی کلی هم حال می کردید… 3- امیدوارم به مرحله پهن گاو سوزوندن نرسیم چون خداییش خیلی بد بوئه 4- قبلا فکر می کردم وقاحت حد و اندازه داره اما حالا به اشتباه خودم پی بردم … به هیچ وجه اندازه نداره![]()
2- در این یکی دو ماهی که به آموزش زبان می پردازم، یکی از سرگرمیهای من و همکلاسی ها مقایسه کتاب اصلی با کتابهای خودمونه … پای کی جوراب کردن … آستین کی رو بلند کردن … واقعا شاهکاره مثلا دو نفردارن می رقصن اینا زدن جفت دستهای دختره رو قلم کردن، طرف مثل افلیجا وسط زمین و هوا مونده
… یا کلا زدن عکس رو حذف کردن اونم تو تمرینی که باید از روی عکسها به سوالا جواب بدیم ! ... یه picture dictionary oxford دارم اونم ارشاد شده: طرف زیر دوش داره آستین لباس گل گلیش رو لیف می کشه!
… یا سراپا لباس پوشیده کنار ساحل داره آفتاب می گیره … اینا فیلمهای آموزشی رو هم اسلامی کردن، پای دختره تو آب بوده، مچ پاش معلوم بوده، اون تیکه فیلم رو حذف کردن یا مثلا داستان فیلم این بود که پسره می ره کلاس رقص که سالسا یاد بگیره، هر جا دارن می رقصن صفحه کاملا سیاه میشه و فقط صدا هست!
اما شخصا زرشک طلایی جشنواره رو به این مورد اختصاص می دم. البته این تو کتاب خودمون نبود اما انقدر شاهکار بوده که بچه ها آوردن سر کلاس دیدیم . عبارت نوشته شده تو کتاب اصلیه اینه : red wine . ناگفته پیداس که با خوندن این عبارت پایه های اسلام و مسلمین می لرزه. آدم باهوشی که سانسور می کرده به جای wine گذاشته milk ! ... متوجهید که ... اما یادش رفته یه خاکی تو سر اون red بکنه ... نتیجه شده : red milk !!! بفرمایید red milk !!!! ![]()
![]()
1) یه آقای آخوندی که اسمش یادم رفته و سمتش هم نصفه نیمه یادمه داشت تو رادیو حرف در می کرد از خودش. طرف مسئول ستاد بازسازی حرمین عسگری تو کاظمین بود. مکالمات واقعیه واقعیه باور کنید:
مجری: چقدر هزینه داره؟
آخونده: بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین انهو خیر الناصر و مبین؛ دو میلیارد تومن!
مجری: از کجا تامین می کنید؟
آخونده: همش کمکهای مردمیه... البته من می دونم که تمام مردم ایران حاضرن جونشون رو به خاطر محبت ائمه بدن (یادش رفت منو استثناء کنه!) ... اما شما ببیند بعد از انفجار دوم رییس جمهور محترم رفته بود کویت بعد رییس جمهور کویت (طرف شعورش نمی رسید کویت رییس جمورنداره، می خواست بگه امیر کویت اما 1000 بار گفت رییس جمهور) گفت من کل هزینه ها رو می دم ... وقتی یه فرد سنی چنین حرفی می زنه دیگه تکلیف شیعه ها معلومه...
اینجا مجری نپرسید خب اگر قرار بود رییس جمهور کویت (!) هزینه اش رو بده دیگه کمک مردمی اونم دومیلیارد صیغه اش چیه؟ به جاش پرسید: پس دیگه مشکلی ندارید؟
آخونده: البته مشکل ما امنیته که آمریکای جهان خوار، وهابیون، کفار و منافقان خودفروخته به غرب اجازه نمیدن ... ممم ... ببخشید ، اسراییل یادم رفت! اونم هست !
مجری: آهان!
آخونده: بله!
بی ربط: می گن احساسات مثل اسبهای وحشی ان، باید اجازه بدیم بتازن ... اما چی کار میشه کرد گاهی باید دهنه زد و انداختشون تو اصطبل ... حالا هرچقدر که دلشون می خواد لگد بزنن یه سقف طویله ....