نه خير ... درست شدني نيست ... اين تنبلي شديد براي به روز رساني وبلاگ را عرض مي كنم ... البته من كه تنبل نيستم .... احسانه داره عروس مي شه من استرس دارم و گرنه خودتون مي دونيد من به قول يكي از دوستان چه تيز و بزي هستم ! ![]()
در سال جديد، تشريف مباركم را برده بودم باشگاه انقلاب كه ديدم به به مسئولان اين باشگاه هم مانند بقيه ايرانيان عزيز پيام نوآوري و شكوفايي را با دل و جان درك كرده اند و از اين پس قرار است هر خبرنگاري كه وارد مجموعه مي شه رو يكي از برادران حراست همراهي نمايد. اولش حرصم گرفت اما بعدش خنده ام گرفت. كل زمين شونصد هكتاري گلف رو در حالي كه جناب برادر خوش تيپ خان به مانند اسكورت به دنبالم مي اومد طي كردم. البته ايشون وظيفه داشت دقيقا يادداشت كنه من با كيا حرف زدم، چه سوالايي پرسيدم و اونا چي جواب دادن! منم با خباثت تمام دو ساعت واسه خودم تو اون دار و درخت ها قدم زدم و ازآب و هوا لذت بردم و با يك نفر هم صحبت نكردم جز خودش كه تا تونستم تحقيرش كردم: "آخه حراست هم شد كار كه شما انجام مي ديد ؟ مي دونيد چقدر منفوريد؟ من كه حاضرم تو ديگ جوشان قل قل بجوشم اما نگم تو حراست كار مي كنم!"... ![]()
اين تنيس هم درست و حسابي اون يه ريزه عرق ملي ما را زير پا له نمود ... آخه اينم شد وضع؟ ول كن اين صندلي رياست رو آقا ... بذار من بيام رياست كنم ![]()
![]()
بازگشت پیروزمندانه ام به کشور را تبریک می گویم امیدوارم خدا قسمت کنه همتون برید ... البته بهتون پیشنهاد می کنم که مثل ما که مغزمون رو خر گاز گرفته بود پرواز 9 ساعته دوبی به کازابلانکا رو انتخاب نکنید مخصوصا اون که مجبور شید تمام شب رو تو سالن ترانزیت دوبی روی صندلی ها به صبح برسونید و در طول این پرواز جان فرسا هم هواپیمایی محترم امارات سه بار غذای ژاپنی شامل میگوی خام و ماهی نمک سود نیمه پخته به خوردتون بده ... از دیدار عربهای خوش برخورد و فرودگاه پرعظمت دوبی چشم پوشی نموده، پرواز 5/3 ساعته از استانبول رو امتحان کنید هم زجرش کمتره هم مطمئنم ترک ها تو غذا خوش سلیقه ترن!
با این حال حال داد ... حتی اگر یه خانوم حراستی (شامل چادر سیاه، عینک و ریش سیبیل) تمام مدت مواظب باشه تا اسلام خط نیوفته با این حال کشور قشنگ مراکش و مردم فوق العاده مهربونش که دیگه کم مونده بود واسه ایرانیا پشتک بزنن به دیدنش می ارزه ...
1- حدس می زدم زبان انگلیسیم اونجا به مفت نمی ارزه. حدسم درست از آب درومد ... طرف فرانسه حرف میزد وقتی می گفتم فرانسه نمی دونم بلندتر و شمرده تر حرفشو تکرار می کرد ... بهش می گفتم کر نیستم فقط فرانسه نمیدونم... نمی فهمید که!
2- دستشویی همراه با شیر آب اما بدون شیلنگ یا آفتابه دیدید؟ .. برید مراکش می بینید ... اینا چطوری آبو به خودشون می رسونن؟ تازه این که چیزی نیست می تونید شاهد دستشویی میکس (شامل زنانه و مردانه یک جا) باشید ... مجبور بودیم دسته جمعی تشریف ببریم دستشویی که یه وقت خدایی نکرده مورد تجاوز قرار نگیریم ... راستی دوش های حموم هم با دومتر و نیم فاصله از زمین یه جکوزی سر درست و حسابی بود!
3- روز انتخابات من نبودم که حماسه بسازم، چی شد این حماسه؟ حالا این به کنار سیم کارت سوخته رو کجای دلم بذارم؟ آخه انصافه؟ همه شماره ها پرررررررررر
4- عید همه مبارک!
5- به یه بازی دیگه دعوت شدم ... بازی کتابها .. انشاءالله تعالی زنده بودم طی دو سه ماه آینده می نویسمش!